716398 514 ترامپ تاکنون خلاف برجام عمل نکرده

معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه. ۵۸ ســاله. عضو تیم مذاکره کننده ایـــران با گروه ۱+۵٫ سفیر سابق ایـــران در سوییس و سازمان ملل. او را عقل منفصل دکتر ظریف و مهندس مذاکرات لقب داده اند، اما خودش اینها را نمی‌پذیرد. سوابقش به قدری اســت که همه زیر اعتبار یک نام قرار می‌گیرد: مجید تخت‌روانچی. دیپلماتی کارکشته و حرفه‌ای که با وجود بازنشسته کردن خود در دولت پیشین، بار دیگر به کار دعوت شد و در تیمی قرار گرفـــــت که حاصل تلاشش توافقی بین‌المللی و بی‌سابقه بود: برجام.

«شفقنا» در ادامه نوشت: اگرچه رد اخمی بر پیشانی‌اش جا خوش کرده اما دیپلماتی خوش برخورد و پرحوصله اســت که با اعتماد به نفس از حوزه کاری‌اش سخن می‌گوید. اروپای امروز را پیرو سیاســت‌های آمریکا نمی‌داند و معتقد اســت: اروپایی‌ها متوجه شده‌اند که دستور کار آمریکا در مناطق مختلف لزوماً دستور کار اروپایی‌ها نیست.

دکتر تخت‌روانچی به تمایل اروپا بر توسعه روابط با ایـــران اشاره می‌کند و هنر و فرهنگ ایـــران و تاثیر آن در اذهان جهانی را یار دیپلماسی سنتی و کمک به دیپلمات‌های وزارت خارجه می‌داند.

این دیپلمات کارکشته که طبیعتا گفت‌وگو و مذاکره کار اصلی اوست، صرفا گفت وگو را برای امنیت و اقتدار کشور کافی نمی‌داند و معتقد اســت: آمادگی دفاعی لزوماً جایگزین گفت‌وگو نیست و گفت‌وگو جایگزین آمادگی دفاعی نیست بلکه می‌توان هر دو را با همدیگر داشت. رویکرد ایـــران، کاهش تنش و تشنج و ارتقای گفت‌وگوست اما در عین حال باید آمادگی دفاعی خود را داشته باشیم.

دکتر تخت روانچی تاثیر انتخابات آمریکا بر مناسبات بین‌المللی و توزیع قدرت، چگونگی اجرای برجام، روابط ایـــران و اروپا، راه حل کاهش تنش‌های منطقه خاورمیانه، تاثیر انتخابات ایـــران بر اذهان جهانی و انتخاب رویکرد تنش‌زدایی و همچنین نسبت هنر با دیپلماسی عمومی را تحلیل کرده اســت.

***

بعد از انتخابات آمریکا تغییر و تحولاتی در جهان به ویژه در منطقه‌ی خاورمیانه رخ داد که برخی آن را با نتیجه‌ی این انتخابات مرتبط می‌دانند. انتخاب ترامپ چه تغییراتی در مناسبات بین‌المللی به همراه خواهد داشت و با توجه به روابط صفر و صدی آمریکا با کشورهای خاورمیانه، آیا ممکن اســت تحولی در قدرت اتحادیه‌ی اروپا در مناسبات بین المللی ایجاد شود؟

انتخابات آمریکا در دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفـــــت؛ به این دلیل که مسایلی در مبارزات انتخاباتی مطرح شد که پیش از آن به این شکل مطرح نبود، از خطوطی گذشته شد که قبل از آن، خطوط به این صورت شکسته نمی‌شد. این موضوع، توجه همه‌ی مردم اعم از مردم آمریکا یا دیگران را جلب کرد که این انتخابات در نهایت به چه نحوی پیش خواهد رفـــــت. 

همچنین شاید اتهاماتی که نامزدها علیه یکدیگر زدند و ادبیاتی که در این مبارزات انتخاباتی مورد اســتفاده قرار گرفـــــت، به این صورت در گذشته مطرح نبود. همه‌ی این موارد، انتخابات آمریکا در نوامبر ۲۰۱۶ را تا اندازه‌ای با اتفاقات گذشته‌ی ریاســت جمهوری در آمریکا متمایز می‌کند. پیروزی جناب جناب ترامپ نیز توسط بسیاری از افراد در داخل آمریکا و همچنین تعدادی از کشورها در خارج از آمریکا قابل پیش‌بینی نبود و این نگرانی از قبل در کشورهای دنیا به ویژه در اروپا وجود داشت که آیا با روی کار آمدن جناب جناب ترامپ، سیاســت‌های آمریکا تغییر می‌کند؟ ملاک این نوع نگرانی اروپایی‌ها نیز صحبت‌هایی بود که خود ترامپ در مبارزات انتخاباتی مطرح کرده بود. 

البته بعد از آن تا اندازه‌ای سعی کرد مواضع خود را اصلاح کند اما در زمانی که هنوز انتخابات برگزار نشده بود، آن دسته از سخنان ترامپ که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در ارتباط با اروپا بود، آن‌ها را دچار نگرانی می‌کرد. اروپایی‌ها نگران بودند که اگر جناب جناب ترامپ بخواهد صحبت‌هایش در مورد ناتو، اتحادیه‌ی اروپا و اســتقبال غیرمستقیمش از برگزیت را در دوره‌ی ریاســت جمهوری‌اش هم مطرح کند و اگر این سیاســت‌ها در آن دوران هم ادامه یابد، چه خواهد شد؟ قبل از انتخابات این نگرانی در اروپایی‌ها وجود داشت که هم در صحبت‌های علنی و هم در گفت‌وگوهای خصوصی دیپلمات‌های مقامات اروپایی بیان می‌شد و به صراحت می‌گفتند که این نگرانی را دارند. 

جناب جناب ترامپ پس از حضور در کاخ سفید، به مرور بخشی از مواضع خود را تغییر داد. به طور مثال در دوران مبارزات انتخاباتی، ناتو را پدیده‌ای بی‌خاصیت توصیف کرد اما پس از آن در ملاقات با دبیر کل ناتو در واشنگتن گفت که دیگر ناتو بی‌فایده نیست یعنی صد و هشتاد درجه موضع خود را چرخاند. در مواردی دیگر از جمله اجلاس تغییر آب و هوا که برای اروپایی‌ها و شاید بتوان گفت برای کل دنیا حیاتی اســت، تغییر موضع نداد و نگاه گذشته‌ی خود را دارد. این در حالیست که به طور مثال بخصوص اروپایی‌ها روی بحث تغییرات آب‌وهوا خیلی حساس بودند و فرانسوی‌ها به عنوان میزبان این اجلاس، تلاش بسیاری کردند که آن اجلاس به نتیجه برسد و در نهایت نیز به نتیجه رسید. 

با توجه به صحبت‌های ترامپ درباره‌ی اتحادیه‌ی اروپایی، رابطه‌ی تجاری با کشورها نیز یکی دیگر از نگرانی‌های اروپایی‌ها در قبال ترامپ بود. اتحادیه‌ی اروپا، خود را یک مجموعه‌ی واحد اقتصادی می‌بینند که تلاش دارند مقررات اقتصادی خود را در ارتباط با تعرفه‌ها و گمرک‌ها به همدیگر نزدیک کنند. جناب جناب ترامپ در دوران انتخابات این بحث را مطرح کرده اســت که آمریکا باید روابط اقتصادی خود را با تک تک کشورها تنظیم کند، نه با مجموعه‌ای از کشورها اما این موضع هنوز چندان پررنگ نشده اســت. ایرادی که ترامپ به نفتا گرفـــــته اســت که باید تغییر کند، بر همین اساس اســت که معتقد اســت اگر با مکزیک کار دارند، روابط تجاری خود را نیز با آن کشور تنظیم می‌کنند و چه لزومی دارد که در یک قالب چند کشوری وارد شوند و بخواهند به تصمیمی واحد برسند. این نگاه ترامپ به اتحادیه‌ی اروپا، نگرانی‌هایی را در اروپایی‌ها آفریده اســت. این موارد از موضوعات اقتصادی نگران‌کننده برای اروپایی‌ها در مواجهه با ترامپ بود.

 مورد دیگری نیز که می‌توان به آن اشاره کرد، بحث ناتوست و این‌که به طور مثال ترامپ در اجلاس ناتو شرکت کرد و به ماده پنج مقررات ناتو اشاره نکرد. ماده‌ای که بر اساس آن در زمانی که یک کشور عضو با خطر مواجه می‌شود، همه‌ی کشورهای دیگر عضو ناتو به آن می‌پیوندند. جناب جناب ترامپ حاضر نشد در آن موقع این موضوع را بر زبان آورد و موجب تعجب فراوان اروپایی‌ها شدشاید چندان حیاتی نباشد که این تاکتیک بود، از روی عمد چنین کاری انجام داد یا این که فراموش کرد اما حیاتی آن اســت که این عــکس منفی را در ذهن اروپایی‌ها و اعضای ناتو باقی گذاشت که آیا آمریکایی که ســال‌ها به عنوان فرمانده ناتو و چرخ اصلی حرکت ناتو بوده اســت، می‌خواهد تغییری در نوع حرکتش ایجاد شود یا تنها در حد صحبت و ظاهر و تاکتیک اســت؟ این سوالات باعث نگرانی آن کشورها می‌شود. البته ترامپ این موضوع را بالاخره چند روز پیش در لهستان اعلام کرد.

یکی از موضوعاتی که برای اروپایی‌ها مطرح اســت، ایده‌ی ارتش واحد اروپاســت و به نظر می‌رسد شکل‌گیری آن حداقل ســال‌های طولانی زمان می‌برد. چندین ســال از مطرح شدن این ایده می‌گذرد اما پس از روی کار آمدن جناب جناب ترامپ، اروپایی‌ها جدی‌تر به این ایده فکر می‌کنند. این فرایندی زمان‌بر اســت که اروپایی‌ها بخواهند به یک ارتش واحد برسند اما بعد از صحبت‌هایی که ترامپ در مورد ناتو داشت، تعدادی از کشورها در اروپا به این نتیجه رسیده‌اند که باید به فکر خود باشند و دیگر نمی‌توانند امنیت و سیستم دفاعی خود را به نیرویی خارج از اروپا موکول کنند.

یعنی پیش‌بینی شما این اســت که نوع مواجهه‌ی آمریکا با اتحادیه‌ی اروپا، باعث قوی‌تر شدن اتحادیه‌ی اروپا به لحاظ سیاسی و نظامی می‌شود؟

پیش‌بینی آن سخت اســت اما نکته این اســت که غیرقابل پیش‌بینی بودن سیاســت‌های جناب جناب ترامپ، حداقل در ذهن مقامات اروپایی ایجاد سوال کرده اســت. اینکه از کلمه‌ی حداقل اســتفاده می‌کنم به این دلیل اســت که در بعضی از آن‌ها بسیار بیش از این اســت و من به صورت خیلی محافظه‌کارانه از این جمله اســتفاده می‌کنم. برخی از رهبران اروپایی به صراحت نسبت به سیاســت‌های آمریکا انتقاد می‌کنند در حالی که در گذشته اصلاً شاهد چنین ماجرایی نبودیم. به این معنا که در گذشته هم اختلاف نظر بین رهبران آمریکا و اروپا وجود داشت اما به این شکل بروز و ظهور نمی‌کرد. به طور مثال روسای جمهور مختلف آمریکا در مورد کوبا مواضع ضد کوبایی داشتند در حالی که تعداد قابل توجهی از رهبران اروپا نسبت به کوبا مواضع آمریکا را نداشتند اما هیچ زمانی آن اختلاف نظرها به این صورت در صحنه‌ی عمومی مطرح نمی‌شد.

نکته‌ی دیگر آنکه اختلافات تا این اندازه عمیق نبود و امروز برخی اختلافات اروپا و آمریکا به عمق رسیده اســت. به طور مثال بحث تغییرات آب و هوا موضوعی عمیق و ریشه‌دار اســت و پیمانی که در پاریس امضا شد، برای اروپا اهمیت بسیاری دارد؛ در حالی که جناب جناب ترامپ به سادگی می‌گوید آن را کنار می‌گذارد. قضاوت برای بررسی این که تأثیر آن بر آینده‌ی اروپا چگونه اســت، کمی زود اســت. در عین حال به نظر می‌رسد که هوشیاری در کشورهای اروپایی تا حدی بیش از گذشته شده اســت و احساس می‌کنند دستور کاری که آمریکا برای سیاســت خارجی خود دارد، لزوماً دستور کار اروپایی نیست. جنگ سرد را کنار بگذاریم چون شرایط خاص خود را دارد. بعد از پایان جنگ سرد هم اختلاف نظر بین آمریکا و اروپا وجود داشت اما دستور کار کلی مجموعه‌ی غرب شامل اروپا و آمریکا در بسیاری مناطق، شبیه هم بود. به طور مثال در گذشته از مسایلی مانند قضیه فلسطین و جنگ عراق و کویت گرفـــــته تا موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و بین‌المللی تقریباً دستور کاری یکسان داشتند. اختلافاتی هم با همدیگر داشتند که شاید در بعضی حوزه‌ها عمیق بود اما عمدتاً اختلافات چندانی نبود.

در حال حاضر اروپایی‌ها احساس می‌کنند که دستور کار آمریکا با آن‌چه آن‌ها دارند، متفاوت شده اســت. به طور مثال معتقدند که دستور کار آمریکا در خلیج فارس این اســت که سلاح بیشتر بفطریقهد. البته خود اروپایی‌ها هم سلاح می‌فطریقهند اما نگاهی که آمریکای ترامپ به امنیت خلیج فارس دارد، یک نگاه کاملاً کاسب‌کارانه تجاری محض اســت.

 نگاهی که بر اساس آن می گوید امروز به عربستان چهارصد میلیارد دلار سلاح می‌فطریقهم، مدتی بعد کمی مواضع انتقادی نسبت به قطر می‌گیرد، بعد قطر به واشنگتن می‌رود و دوازده میلیارد دلار هم با آن کشور، قرارداد نظامی امضا می‌کند. البته خود اروپا هم در این حوزه تسلیحاتی می‌فطریقهد که تبدیل به بمب می‌شود و روی سر مردم یمن می‌ریزد و ما نیز در این زمینه به آن‌ها انتقاد داریم و آن کسانی که دولت سعودی را تسلیح می‌کنند، مسوول هستند اما اروپایی‌ها امروز متوجه شده‌اند که دستور کار آمریکا در مناطق مختلف لزوماً دستور کار اروپایی‌ها نیست. 

به طور مثال اروپا و آمریکا هر دو از مبارزه با تروریسم حرف می‌زنند اما دلایل بسیاری وجود دارد و ما ادله‌ی کافی داریم برای این که نشان دهیم آمریکایی‌ها در این بحث صداقت ندارند و در زمینه‌ی تروریسم، بیشتر شعار می‌دهند تا این که عمل کنند. به طور مثال موضوع آواره‌ها که به نحوی به بحث تروریسم ربط پیدا می‌کند و در این حوزه مشاهده می‌شود که آوارگان، بیشتر به اروپا و کمتر به آمریکا مهاجرت می‌کنند پس دستور کار آمریکا در مورد آواره‌ها متفاوت از دستور کار اروپا در مورد آن‌هاســت. مورد دیگر، برجام اســت که در نگاه اروپا یک توافق بین‌المللی بین ایـــران و شش کشور دیگر با حضور نماینده‌ی اتحادیه‌ی اروپا انجام شده اســت و طرفین به این نتیجه رسیده‌اند و این در مجموع توافق خوبی اســت.

 اروپا احساس می‌کند که می شود برجام را پیش برد و ما به عنوان ایـــران به تعهدات خود عمل کنیم و طرف مقابل ما -چه آمریکا و چه اروپا- نیز به تعهدات خود عمل کنند و در مجموع از دیدگاه آن‌ها برجام، قراداد مناسبی بوده اســت. گرچه آمریکایی‌ها با بدعهدی‌های خود، فضا را تلخ می‌کنند و ما هم انتقاد شدید به نوع رویکرد دولت آمریکا نسبت به برجام داریم اما نکته‌ی حیاتی این اســت که باز همه‌ی اروپایی‌ها اذعان دارند که برجام باید ادامه پیدا کند، قابل مذاکره مجدد نیست و برای اجرای کامل آن باید تلاش شود. دلیل آن‌ها این اســت که برجام، تعهد کشورها یعنی ایـــران و شش کشور مقابل به همراه اتحادیه‌ی اروپاســت و  تعهدی اســت که چون  منضم شده به  قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، تبدیل به بخشی از حقوق بین‌الملل شده اســت. در حقیقت برجام، تعهد بین‌المللی چندین کشور اســت. جناب جناب ترامپ، لفاظی‌هایی در این باره می‌کند و برجام را بدترین قراردادی می‌خواند که تا امروز داشته‌اند اما نوع نگاهی که اروپایی‌ها به برجام دارند، کاملاً متفاوت با نگاه آمریکایی‌هاســت.

اگر ترامپ بخواهد تمامیت‌خواهی کند و به طور مثال اگر در برابر اجرایی شدن برجام سنگ‌اندازی یا مانع‌تراشی کند، چه ضمانت اجرایی وجود دارد که کشورهای اروپایی مانع از این عهدشکنی شوند؟ آیا یک کشور به تنهایی می‌تواند مانع اجرای برجام شود یا این که خود آن کشورهایی که با هم طرف ایـــران بودند، می‌توانند آمریکا و تمامیت‌خواهی آن را مهار کنند؟

این طریقهن اســت که یک عضو و یک کشور از این هفت کشور نمی‌تواند خود تصمیم بگیرد که در مورد برجام چه نوع برخوردی کند (منظور، برخورد سلبی اســت) و دلایل بسیاری هم دارد. یکی از این دلایل، قطعنامه‌ی شورای امنیت و تعهد بین‌المللی همه‌ی اعضاســت.

یعنی از طریق شورای امنیت قابل پیگیری اســت؟

برای نقض فاحش، یک فرایند حل اختلاف در خود برجام پیش‌بینی شده اســت که چگونه باید انجام شود اما نکته‌ای که در مورد قطعنامه‌ی شورای امنیت دارد، آن اســت که آمریکا خود به عنوان یک عضو، آن هم عضو دائم شورای امنیت در تنظیم قطعنامه‌ی فصل هفتم نقش داشته اســت. حال اگر خود، ناقض این قطعنامه باشد یعنی ناقض بخشی از حقوق بین الملل اســت اما با تمام این‌ها ممکن اســت چنین تصمیمی بگیرد. در تاریخ هفتاد و چند ســاله از زمان تشکیل سازمان ملل، کم نبوده اســت مواردی که آمریکا تعهد خود را نقض کرده باشد. بر این اساس ممکن اســت چنین نقضی را هم انجام دهد اما این که برخورد ما با این عمل چگونه خواهد بود، در زمان خود اعلام می شود. در حال حاضر مطالعات لازم در این زمینه در داخل کشور انجام شده اســت و امیدواریم کار به این جا نرسد چون اگر چه ما شروع کننده‌ی نقض نخواهیم بود اما قطعاً نسبت به نقض فاحش توسط بقیه بی‌تفاوت نیستیم و برنامه‌ریزی‌هایی داریم. 

این که چه تصمیمی بگیریم مربوط به کمیته‌ی نظارت اســت که مشخص می‌کند چه نوع برخوردی با آن صورت بگیرد اما قطعاً دست روی دست نخواهیم گذاشت و بی‌تفاوت نخواهیم بود. اینکه اگر چنین اتفاقی بیفتد و ترامپ، تعهد خود را نقض کند، دیگران چه خواهند کرد، بستگی به آن دارد که اروپایی‌ها حاضر به انجام چه برخوردی باشند. در اواسط دهه‌ی نود میلادی، قانون داماتو در مجلس آمریکا تصویب شد که بعد به ایلسا تبدیل شد. قرار بود یک شرکت آمریکایی –کونوکو- به ایـــران بیاید  و در صنعت نفت ما سرمایه‌گذاری کند اما بعد از تصویب قانون داماتو مجبور به عقب‌نشینی شد. قانون داماتو تحریم‌های فراسرزمینی را اعمال کرده بود یعنی اگر کشورهای دیگر هم در زمینه‌ی صنعت نفت و گاز ایـــران سرمایه‌گذرای می‌کردند، مورد تحریم قرار می‌گرفـــــتند. در آن زمان، همین شرکت توتال که در چند روز گذشته، توافقی را با ایـــران امضا کرد، آمد و جایگزین شرکت کونوکوی آمریکایی شد؛ اروپایی ها ایستادند و با تحریم فراسرزمینی آمریکا مقابله کردند. 

آیا اروپا امروز هم می‌خواهد همین برخورد را داشته باشد؟ صحبت‌های در حال انجام، حاکی از آن اســت که اروپایی‌ها مصمم به نگه داشتن و اجرای برجام هستند. مدتی پیش خانوم موگرینی در اسلو با صراحت حمایت خود و اروپا را از برجام و اجرای برجام در هر شرایطی اعلام کرد. باید صبر کرد و دید که چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا اروپا حاضر اســت مثل گذشته بایستد و از موسسات مالی خود در مقابل تحریم‌های فراسرزمینی و فرامرزی آمریکا حمایت کند یا خیر. امروز برای قضاوت کردن، کمی زود اســت چون هنوز به آن صورت موضوعیت نیافته اســت و صحبت ترامپ و اطرافیانش درباره‌ی برجام، بیشتر لفاظی بوده اســت. قوانین کنگره‌ی آمریکا به رییس‌جمهور این اختیار را می‌دهد که در مواردی که احساس کند امنیت ملی آمریکا برای آن مناسب اســت، از اختیارات خود اســتفاده کند و اجازه ندهد تحریم‌های کنگره اعمال شود. حدود دو ماه پیش بود که برای اولین بار این اتفاق در دولت ترامپ افتاد یعنی در عین لفاظی‌هایی که نسبت به برجام می‌کردند، خود جناب جناب ترامپ کاری که چهار ماه یا شش ماه یک بار در زمان جناب جناب اوباما صورت می‌گرفـــــت را انجام داد. 

در حقیقت خلاف برجام عمل نکرد. دور بعدی آن شاید حدود چند هفته  دیگر اســت و باید دید که چگونه عمل خواهند کرد. به همین دلیل این که اروپایی‌ها چه نوع برخوردی کنند، هنوز به صورت رسمی مطرح نیست. سابقه‌ی دهه‌ی نود میلادی و همچنین اظهارات اروپایی‌ها که بسیار جدی و به صورت علنی در حمایت از اجرای کامل برجام و تحت هر شرایطی را مطرح می‌کنند نیز وجود دارد اما باید صبر کرد و دید که اگر ماجرا به آن نقطه برسد که ترامپ بخواهد از برجام خارج شود، اروپایی‌ها چه برخوردی خواهند کرد.

در صحبت هایتان اشاره کردید که نگاه آمریکا به امنیت در خاورمیانه، بیشتر تجاری اســت اما اروپا به دلیل نزدیکی خود به منطقه‌ی خاورمیانه خیلی زود از ناامنی در خاورمیانه متأثر می‌شود، هم به لحاظ مهاجرت آواره‌ها و هم به لحاظ نفوذ تروریست‌ها در آن مناطق. با توجه به وضعیت موجود و سیاســت‌هایی که ترامپ در خاورمیانه دنبال می‌کند از جمله تقویت عربستان و … آیا جنگ جدیدی در خاورمیانه اتفاق می‌افتد؟ و دیگر آن که آیا ممکن اســت اتحادیه‌ی اروپا نوع تعامل خود را با کشورهای خاورمیانه تغییر دهد یا با ایـــران اتحاد بیشتری برقرار کند تا بتوانند ثبات را به منطقه برگردانند و حداقل از جنگ جدید پیشگیری کنند؟

رخ دادن یا ندادن جنگ قابل پیش‌بینی قطعی نیست؛ امیدواریم چنین اتفاقی رخ ندهد چون در جنگ اتفاقات خوبی نمی‌افتد.

اما این ترس وجود دارد …

بله!  اینکه آمریکایی‌ها لفاظی‌های بسیاری می‌کنند و شعارهای فراوان می‌دهند، صحیح اســت اما فراموش نکنیم که سیاســت آمریکایی‌ها در دولت فعلی در جهت فطریقه بیشتر تسلیحات به منطقه اســت یعنی اگر لازم باشد یک فضای رعب و وحشت در منطقه ایجاد کنند، این کار را انجام می‌دهند برای این که سلاح بیشتری بفطریقهند. سوال این اســت که در کنار همه‌ی این‌ها آیا آمریکا وارد جنگ دیگری در منطقه خواهد شد؟ 

تا آنجایی که به ایـــران مربوط می‌شود، ما به دنبال جنگ نیستیم و صلح را دنبال می‌کنیم اما در عین حال آمادگی خود را هم حفظ می‌کنیم و به نیروهای خودمان تکیه می‌کنیم. ما می‌دانیم که برای رسیدن به صلح با ثبات باید عنصری قوی در منطقه بود و یک عنصر ضعیف در منطقه به بی‌ثباتی کمک خواهد کرد. 

ایـــران در این که توانایی دفاعی خود را تقویت کند و آن را با زبان بسیار طریقهن بیان کند، شکی به خود راه نمی‌دهد. توانایی ما دفاعی اســت و برای دفاع از سرزمینمان اســت. ما آمادگی داریم و سیاســتمان همراه با صلح، تعامل و گفت‌وگو اســت. نظر شخصی من این اســت که اتفاق خاصی نمی‌افتد اما کسی نمی‌تواند این را قطعی بگوید و در عالم سیاســت نمی‌توان هیچ پدیده‌ای را به طور قطعی پیش‌بینی کرد اما خود سیاســت توجه به تعامل سازنده و همچنین توجه به تقویت دفاع مشروع، عامل بازدارندگی هستند. سیاســتی که ایـــران در حال اعمال آن اســت، سیاســتی بازدارنده اســت.

اروپایی‌ها نیز در حال حاضر این احساس را دارند و شاید بهتر اســت بگویم این باور را دارند که جمهوری اسلامی ایـــران دارای ظرفیت‌هایی اســت که می‌توانند در جهت امنیت منطقه و امنیت اروپا اثرگذار باشند. بحث امنیت اروپا را از این نظر مطرح می‌کنم که اگر ایـــران بتواند در منطقه، با تروریسم به خوبی مقابله کند و با داعش برخوردی مناسب و قاطعانه داشته باشد، اروپایی‌ها نیز منتفع می‌شوند و داعش برای این که دست بازی برای عملیات در اروپا داشته باشد، محدود می‌شود. 

اروپایی‌ها این را متوجه می‌شوند که ایـــران ظرفیتی برای مقابله با تروریسم و همچنین ایجاد صلح در مناطق مختلف دارد. به طور مثال با تمام لفاظی‌هایی که آمریکا در مورد نقش ما در سوریه می‌کند و همراهی بعضی اروپایی‌ها در بعضی جهات با آن، نمی‌توانند کتمان کنند در فرایندی که در آستانه برای بحث سوریه در حال انجام اســت، ایـــران، ترکیه و روسیه حرکتی را آغاز کرده اند که توانسته اســت حداقل در بخشی از سوریه به صورت مقطعی ایجاد آرامش کند. 

حال این که این آرامش تبدیل به آرامش دائم می‌شود یا خیر، نیاز به زمان دارد تا بتوان قطعی در این مورد صحبت کرد اما این که در حال حاضر توانسته‌اند بین نیروهای دولتی و نیروهای اپوزیسیون -غیر از داعش و النصره- تفاهمی ایجاد کنند و آرامش و آتش بس در بعضی از نقاط در سوریه برقرار شده اســت که نقش ایـــران در آن جای کتمان ندارد. اروپا متوجه سایر توانمندی‌های ایـــران جز حوزه‌ی اقتصادی از جمله برای مقابله با تروریسم و ایجاد ثبات در منطقه هستند. 

برجام فرصتی ایجاد کرده اســت که ایـــران و اروپا بتوانند با همدیگر در مسایل اقتصادی کار کنند که هر دو نیز از فضای به وجود آمده منتفع شوند. جدا از مباحث بین ایـــران و اتحادیه‌ی اروپا به عنوان  اقدامات اقتصادی دو جانبه، این که ایـــران می‌تواند در ثبات منطقه و مبارزه با تروریسم ایفای نقش کند تا اروپایی‌ها نیز از آن بهره برند، برای آن‌ها هم طریقهن اســت و هم به آن اعتقاد دارند. در صحبت‌های علنی آن‌ها و همچنین در صحبت‌های خصوصی جاری در ملاقات‌ها نیز این موضوع قابل مشاهده اســت. این نقطه نیز از دیگر موضوعاتی اســت که دستور کار آمریکا و اروپا در آن متفاوت اســت. دستور کار آمریکا در جهت ایجاد تنش با اهدافی اســت که خود دارند اما اروپایی‌ها احساس می‌کنند فضایی ایجاد شده که بتوانند با ایـــران کار و بخشی از معضلات منطقه را حل و فصل کنند.

اشاره کردید که باید کشور قدرتمندی در این منطقه‌ی بی‌ثبات باشیم. از طرف دیگر کشوری مثل عربستان هم با این تفکر که باید کشور قوی و قدرتمند در منطقه باشد و بتواند سیاســت‌هایش را دنبال کند، به شدت خود را تسلیح می‌کند.

 هر از گاهی هم تنش‌های کلامی بین ایـــران و عربستان بالا می‌گیرد و اتفاقی که در ادامه رخ می‌دهد آن اســت که باز ترس از وقوع جنگ یا افزایش تنش در منطقه بیشتر می‌شود. جناب جناب روحانی در یکی از سخنرانی های اخیر خود بیان کردند «قوی‌ترین کشور در منطقه نباید به عنوان هدف اول دنبال شود، بلکه باید منطقه قوی‌تر مد نظر ما باشد». آیا ما در سیاســت خارجی خود این نگاه را دنبال می‌کنیم یا بیشتر با بخش نظامی هماهنگ می شویم؟

این نگاه مورد پذیرش من نیست که بخش نظامی، سیاسی و دولت ما هر کدام یک نگاه دارند؛ این مسایل، مواردی نیستند که بتوان ثابت کرد چنین وضعیتی وجود دارد. اتفاقاً جناب جناب روحانی در موقعیت‌های مختلف -حتی پیش از انتخابات- هم تأکید داشتند در چهار ســال اول، توجهی که به توسعه‌ی بخش دفاعی ما شد اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست. عقل سلیم می‌گوید که در این آشفته بازاری که هستیم، ایـــران باید به خود تکیه کند. نمی‌توان گفت که این کشور به ما جنگنده و تانک و آن کشور، موشک می دهد. مسایل به این شکل نخواهد بود و ما را از دسترسی به این سلاح‌ها محروم می‌کنند. امروز در بسیاری از زمینه‌ها پیشرفـــــت کرده‌ایم و اصلاً نیازی نداریم.

در عین حال این که کشوری آمادگی دفاعی بالایی داشته باشد، قطعاً به عنوان یک عامل بازدارنده اســت و به این معنا نیست که در حال تبدیل رویکرد دفاعی خود به رویکردی تهاجمی هستید. در وضعیتی که  بعضی اوقات شنیده می‌شود آمریکایی‌ها در شعارهای خود می گویند که همه‌ی انتخاب‌ها روی میز اســت، ایـــران نیز نمی‌تواند دست روی دست بگذارد و خود را آماده نکند. ما باید آمادگی داشته باشیم. این آمادگی دفاعی اســت و بیان هم شده اســت اما به دنبال تنش نیستیم. مدت ها پیش وقتی بحث دردسرات ما با عربستان مطرح شد، چندین کشور آمدند و سعی داشتند که میان ما و عربستان، گفت‌وگویی شکل دهند تا دردسرات خود را حل کنیم. 

ایـــران اعلام کرد که دردسری ندارد و به دنبال تنش نیست چرا که تنش در منطقه به سود هیچ کشوری نخواهد بود. ایـــران و عربستان همسایه هستند و باید دردسرات خود را با گفت‌وگو حل کنند. این کشورها از روی دوستی این پیشنهاد را به عربستان هم دادند، اما آن‌ها همراهی نکردند. ما نظر مساعد داشتیم و هنوز هم همین اعتقاد را داریم. به اعتقاد ما با تمام دردسراتی که وجود دارد، گفت‌وگو بهترین طریقه برای حل ماجراســت و بدون هیچ پیش شرطی باید به گفت‌وگو نشست و مسایل را حل کرد. به این نکته باید دقت کرد که آمادگی دفاعی لزوماً جایگزین گفت‌وگو نیست و گفت‌وگو جایگزین آمادگی دفاعی نیست بلکه می‌توان هر دو را با همدیگر داشت. 

نوع سیاســت هر کشور اســت که نشان می‌دهد چه رویکردی دارد. رویکرد ایـــران، کاهش تنش و تشنج و ارتقای گفت‌وگوست اما در عین حال باید آمادگی دفاعی خود را داشته باشیم و توجهی نکنیم نسبت به شعارهایی که درباره‌ی توان دفاعی ما مطرح می‌کنند. علاوه بر آن، در صورت انجام مقایسه میان هزینه‌هایی که ایـــران برای تسلیحات نظامی دارد نسبت به سایر کشورهای منطقه با توجه به تولید ناخالص داخلی آنها می‌توان به خوبی درک کرد که ایـــران در قیاس با آن‌ها و به نسبت جمعیت خود هزینه‌ی بسیار کمتری دارد. تسلیحات ما عمدتاً بومی و برای عربستان عمدتاً وارداتی اســت یعنی تسلیحات را برای ایجاد تنش وارد می‌کنند.

در میان تنش موجود در منطقه و جنگ در سوریه و یمن و ترس از ناامنی کشورها، در ایـــران انتخاباتی در نهایت آرامش و سلامت برگزار شد. انتخاباتی رقابتی که با حضور بالای مردم همراه شد و نتیجه اش تداوم ریاســت جمهوری جناب جناب روحانی بود. این انتخابات در شرایط حاکم در منطقه می‌تواند تأثیری بر نگاه اروپایی‌ها در افزایش احساس امنیت برای توسعه روابط با ایـــران و سرمایه‌گذاری در ایـــران داشته باشد؟ بازتاب انتخابات ایـــران در دولتمردان اروپایی چطور بود و آیا این موضوع در ذهنیت آن‌ها اثر دارد که مردم ایـــران از طریق صندوق رای و با دموکراسی و بدون تنش خاصی، دولت خود را تعیین می کنند؟

این موضوع به طور حتم، نه تنها مورد توجه اروپایی‌ها که مورد توجه سایر مردم دنیا هم قرار گرفـــــته اســت. در داخل آمریکا هم این نگاه وجود دارد اما آمریکایی‌ها به دلیل کینه‌ای که دارند، این را بیان نمی‌کنند. در غیر این صورت برگزاری چنین انتخاباتی و انتقال آرام قدرت در منطقه‌ای که برخی کشورها اصلاً بویی از انتخابات نبرده‌اند، نمی‌تواند از چشمان کسانی که از بیرون نگاه می‌کنند، پوشیده بماند. در ایـــران انتخابات مختلفی برگزار می‌شود که مردم دنیا می‌بینند و قطعاً تأثیر دارد. نمایندگان و سفرای کشورهای مختلف در ایـــران در حال لمس این موضوع هستند و متوجهند  شور و هیجان موجود، تبلیغات نیست و مشارکت مردم را می‌بینند. این که به آرامی دوره‌ی یک دولت تمام و دروه‌ی دولت بعدی آغاز می‌شود. 

این آرامش و انتقال قدرت آرام، خود به خود زمینه‌ای را فراهم می‌کند برای این که بتوانند تعاملات بهتری با ما داشته باشند. به طور مثال توتال شرکت بزرگی اســت که سرمایه‌گذاری‌های بسیاری در دنیا دارد؛ یک شرکت بزرگ غربی بدون مطالعه در جایی سرمایه‌گذاری نخواهد کرد، همچنین در جایی که زمینه‌ی آشوب وجود دارد، سرمایه‌ی خود را وارد نمی‌کند. بخش‌هایی از این شرکت‌ها برای این نوع محاسبات و آنالیزها ایجاد شده اســت که بر فرض آن کشور از نظر اقتصادی و سیاسی ثبات دارد یا خیر؟ انتقال قدرت به آرامی انجام می‌شود یا خیر؟ فکر می‌کنم سیاسیون و اقتصادیون اروپایی‌ها نیز مثل دیگر مناطق دنیا همین نظر را نسبت به ما دارند که فضایی برای کار و سرمایه‌گذاری بیشتر وجود دارد.

قبل از انتخابات در مصاحبه‌ای گفته بودید که روابط ما با اروپا از سطح عادی فراتر اســت. بعد از انتخابات، همان دولتی که اروپا توانسته با آن مذاکره کند و به برجام برسد، تداوم یافت؛ آیا این تدوام موجب ادامه روابط ما با اروپا همچنان فراتر از سطح عادی خواهد بود و آیا به مرحله‌ی سرمایه‌گذاری‌های بیشتر و حتی پیمان‌های امنیتی منجر خواهد شد؟

با قطعیت می‌توان گفت که هم ایـــران و هم اروپا علاقه‌مند به گسترش روابط با یکدیگر در زمینه‌های مختلف هستند. البته طبیعی اســت که همه‌ی اروپا نگاه یکسانی نسبت به این موضوع ندارند و صحبت من به صورت کلی اســت و این جو غالب در اروپاســت. این علاقه برای گسترش روابط وجود دارد در عین اختلاف نظرهایی اســت که با یکدیگر دارند. این یک واقعیت اســت که ایـــران و اروپا در برخی حوزه‌ها اختلاف نظرهایی دارند. به نسبت، حوزه‌ی اختلاف، گاهی با گفت‌وگو حل می‌شود و گاهی که مســاله ریشه‌دار و جزو اصول ما یا آن‌هاســت، شاید بتوان با گفت وگو فاصله را کمتر کرد اما هیچ زمان یکسان نمی‌شود.

 همکاری ما و اروپا فراتر از بحث اقتصاد اســت. در صحبت‌های امروزمان به موضوعات مختلف در ارتباط با زمینه‌های همکاری ایـــران و اروپا اشاره کردم از جمله ثبات منطقه، مبارزه با تروریسم و اسلام هراسی که همگی مجموعه عناصری هستند که روابط ما و اروپا را تشکیل می‌دهند و مسیر آن را تعیین می‌کنند. طرفین برای گسترش و عمیق‌تر کردن روابط، مصمم هستند. در این زمینه می‌توان حوزه‌های جدیدی را مورد توجه قرار داد. ایـــران و اروپا به طور سنتی در حوزه‌هایی با یکدیگر همکاری می‌کنند اما در کنار آن حوزه‌های جدیدی نیز افزوده شده‌اند. به طور مثال بحث مبارزه با تروریسمی که امروز مطرح اســت را ده ســال پیش نداشتیم. در موضوعات غیر سیاسی هم به همین صورت اســت و برای مثال محیط زیست، موضوعی اســت که ما و اروپا فکر می‌کنیم در آن‌جا زمینه‌ی کاری با همدیگر داریم.

در زمینه‌ی توریسم چطور؟

بعد از برجام توریست‌های اروپایی در کشور بیشتر شده‌اند. ایـــران کشوری فرهنگی و با قدمت چند هزار ســاله اســت و آثار تاریخی آن مورد علاقه‌ی اروپایی‌هاســت. اتفاقاً بحث توریسم یکی از مباحثی اســت که هم بعد اقتصادی و هم فرهنگی دارد و چند وجهی اســت. توریسم و ارتباطات مردمی ایجاد شده قطعاً می‌تواند به درک بهتر طرفین از همدیگر کمک کند. این نکته نیز قابل توجه اســت که توریست‌های خارجی وارد شده به ایـــران، حتماً باید به مقررات ما احترام بگذارند و به این شکل نیست که تحت هر شرایطی بگوییم وارد کشور شوند بلکه  مقرراتی در کشور وجود دارد و فرهنگی اسلامی ایـــرانی در جامعه جاری اســت که باید محترم شمرده شود. 

نگاه گرم مردم ایـــران به حیاتیانان اثر دراز مدتی دارد. این موارد از مسایلی اســت که دیپلمات‌های غربی مطرح می‌کنند که وقتی شهروندان غربی وارد ایـــران می‌شوند، پس از برگشت به سرزمینشان، نگاهشان از زمین تا آسمان متفاوت می‌شود. تبلیغات سوئی که متأسفانه آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها یا مجموعه ای از آن‌ها به دنبال آن بودند، فضایی منفی ایجاد کرده اســت که وقتی گردشگر اروپایی وارد ایـــران می‌شود، فضای آرام کشور را می‌بیند و نوع نگاه فرهنگی مردم را نظاره می‌کند، جذب می‌شود البته بعد اقتصادی آن نیز حتماً مورد توجه اســت.

ســال گذشته سینمای ایـــران سیصد و هفتاد جایزه‌ی بین‌المللی گرفـــــت. فکر می‌کنید که هنر و به ویژه سینما چقدر می‌تواند در تحقق اهداف دیپلماسی سیاسی موثر باشد و همچنین این دیپلماسی فرهنگی چقدر می‌تواند به پیشبرد مسایل موجود در عرصه‌ی سیاسی کمک کند؟

حتما نقش بسیار بسزایی دارد.

شما به صورت ملموس درک کرده‌اید؟

بله! ایـــران، کشوری فرهنگی و مردم آن هم مردمی فرهنگی هستند. تاریخ و ادبیات ایـــران و شعر فارسی همگی در دنیا زبانزد اســت. شعر مولانا، حافظ، سعدی و فردوسی به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه می‌شود. یکی از غربی‌ها موضوع جالبی را مطرح می‌‌کرد که ما زبان شکسپیر که برای چهارصد ســال پیش اســت را به سختی می‌فهمیم در حالی که شما بعضی کلمات شعر رودکی که برای هزار ســال پیش اســت را همین امروز اســتفاده می‌کنید. این نکته نشان می‌دهد که زبان و ادبیات و فرهنگ ایـــرانی، عمق بسیاری دارد. 

با توجه به این که شعر، ادبیات و هنر ما در سطح دنیا مطرح اســت، وقتی یک هنر کشوری مثل سینما در کشورها و جشنواره‌های بین‌المللی مختلف جوایز مختلفی می‌گیرد یعنی حرف فرهنگی آن کشور در سطح دنیا شنیده می‌شود و مورد پذیرش و اقبال اســت. این یک سرمایه‌ی بزرگ برای دیپلماسی اســت که در دنیا دنبال می‌کنیم.

منطق ایـــران، منطق تعامل سازنده و گفت‌وگوست که یک نوع آن دیپلماسی هنری اســت. این دیپلماسی هنری حتماً به کمک دیپلماسی رایج در دنیا می‌آید و مطرح می‌شود؛ دیپلماسی فرهنگی هم به همین صورت اســت. اگر این عمق در فرهنگ ما وجود نداشت، مطمئن باشید که کشورهای دیگر علاقه‌مند به کار فرهنگی با ما نبودند یعنی کشورهای دیگر این عمق را می‌بینند که علاقه دارند با ما در فعالیت‌های فرهنگی همکاری کنند. حال چه فعالیت فرهنگی در زمینه‌ی موسیقی و چه در زمینه‌ی سینما و تئاتر و هنرهای دیگر باشد، به طور کلی دیپلماسی هنری ما در کمک به دیپلماسی سنتی که سیاسیون و وزارت خارجه به دنبال آن اســت، اثر به سزایی دارد.

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید

نوشته ترامپ تاکنون خلاف برجام عمل نکرده اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.

مشخصات

مطالب پیشنهادی ما