شاید متوجه نباشید، اما حساس ترین و حیاتی ترین دو راهی های حرفه ای شما با فطریقه در ارتباط هستند. چه اینکه تلاش می کنید تا خدمات یا محصولات خود را به مشتری بفطریقهید، یا اینکه ایده یا برنامه خود را به مدیریت یا سرمایه گذاران، و یا حتی خودتان را به یک کارفرما بقبولانید، در هر صورت توانایی شما برای فطریقه نقش حیاتیی را در موفقیت تان بر عهده دارد.

متاسفانه، مهارت فطریقه ذاتاً در بسیاری از مردم وجود ندارد. و البته فقط این نیست؛ گاهاً شاهد آن هستیم که در مقایسه با تولید، نسبت به فطریقهندگی دیدگاه مثبتی هم وجود ندارد، و این در حالی اســت که فطریقهندگی نیاز به مهارتهایی دارد تا در بازار رقابتی امروز بتواند مصرف کننده را متقاعد کند که محصول یا خدمات مورد نظر، دقیقا همان چیزی اســت که او به دنبال آن اســت. در واقع، کسب و تقویت مهارت فطریقه کار ساده ای نیست، بلکه به آموزش نیاز دارد و قرارگرفـــــتن تحت آموزش فطریقه از نیازهای بی چون و چرای هر فطریقهنده اســت.

اما برای اینکه بتوانید به مهارت فطریقهندگی دست پیدا کنید و هر چیزی را به هر کسی بفطریقهید، در ابتدا باید چهار مفهوم اساسی را درک کنید. این موارد را یاد بگیرید، آنها را تمرین کنید، و از همه حیاتی تر ببینید که چگونه می توانید آنها را برای خود و به تناسب نیازها، توانمندی ها، موقعیت و اهدافی که می خواهید به آنها دست پیدا کنید اختصاصی کنید.

1x1.trans چگونه هر چیزی را به هر کسی بفطریقهیم؟

شناخت پیدا کنید

مشتری، سهامدار، مخاطب و هر کسی که می خواهید چیزی به وی بفطریقهید (فطریقه = اقناع) را بشناسید. نقش ها، مسئولیت ها و اهداف آنها را درک کنید. ببینید که فطریقه شما چه منافعی برای آنها می تواند داشته باشد. درباره رقبا و تمامی اعتراضات و دردسرات احتمالی که ممکن اســت با آنها مواجه شوید آگاهی پیدا کنید.

درباره هر چیزی که برای فطریقه آن تلاش می کنید شناخت پیدا کنید. آن را درک کنید. موضوع فطریقه شما چه یک ایده اســت، چه یک محصول، برنامه یا هر چیزی که هست، با زیر و زبر آن آشنایی پیدا کنید. شناخت شما نسبت به آن باید از هر کس دیگری و مخصوصاً از مخاطب تان بیشتر باشد.

هیچ چیز بدتر از این نیست که فقط به این خاطر که شناخت کاملی نداشته اید، در مقابل مشتری، رئیس، یا یک سرمایه گذار، به اصطلاح کم بیاورید و در نهایت فقط وقت آنها را تلف کرده باشید. در اینصورت، به احتمال قریب به یقین، باید با آن مشتری بالقوه -گاهی برای ابد- خداحافظی کنید.

 

بپرسید و گوش کنید

بله، شما اطلاعات کافی و وافی دارید و اکنون همه چیز را می دانید. شما آنقدر آمادگی و شور و شوق دارید که چشم انتظار اولین فرصت هستید تا بمباران اطلاعاتی را شروع کنید. پیشنهاد ما: این کار را نکنید! به این دلیل: اگر دست به چنین کاری بزنید، احتمالا ظاهر خوبی نخواهد داشت؛ سمج به نظر خواهید رسید. انگار که می خواهید اهمیت خود را نشان بدهید، در حالیکه حیاتی فردی اســت که در طرف مقابل شما نشسته اســت. حیاتی، نیازها و اهداف او اســت.

بنابراین بپرسید؛ بپرسید که چگونه می توانید به آنها کمک کنید. از آنها بپرسید که هدف شان چیست. بپرسید که چه دغدغه هایی دارند. پس از آن گوش کنید. سوال های محرک را بپرسید و بیشتر گوش کنید. تا زمانی که نسبت به حیاتی ترین مسائل آگاهی پیدا نکرده اید، به شنیدن ادامه دهید.

مواظب باشید که سماجت نکنید. کمی گوش کنید، کمی صحبت کنید، چند جلسه این بده و بستان را ادامه بدهید. همین کافی اســت. بهتر اســت که انعطاف پذیر باشید و تحمیل گر به نظر نرسید. فقط ببینید که آیا می توانید کاری کنید که ابتدا طرف مقابل شما صحبت کند یا خیر. اطلاعات، قدرت می آورد.

به علاوه، در شنیده های خود به دنبال این باشید تا بفهمید که چه چیزی واقعاً و حقیقتاً برای آنها اهمیت دارد. شاید حرف های زیادی بزنند، اما اگر به درستی گوش کنید، منافع آنها، چیزی که به آنها انگیزه می دهد و موانعی که باید بر آنها غلبه کنید را تشخیص خواهید داد. این دقیقاً مثل شکستن گردو اســت؛ اگر فشار زیادی وارد کنید اصل و فرع له می شود و چیز دندانگیری برای شما باقی نمی ماند، اما اگر نقطه مناسب را پیدا کنید و کارتان را به درستی انجام دهید، مغز گردو کامل و تمیز در می آید. فطریقه هم همینطور اســت.

 

یک ارتباط واقعی ایجاد کنید

اگر بزرگترین ایده یا محصول کهکشان را دارید، این بسیار عالی اســت؛ مطمئناً غوغا به پا خواهید کرد. در غیر اینصورت، به این نکته توجه کنید: هر تعامل کاری در بردارنده یک پیوند اصیل و واقعی مابین طرف های معامله اســت. این رابطه همیشه عمیق نیست، اما به هر حال یک رابطه اســت.

برای ایجاد رابطه با مردم، باید توضیحات شما به گونه ای باشد که به مذاق آنها خوش بیاید. اگر شناخت درستی پیدا کرده باشید، سوالات مناسبی پرسیده باشید و به دقت گوش کرده باشید، در اینصورت باید بدانید که طرف مقابل شما به دنبال چه چیزی اســت و چگونه می توانید دغدغه های وی را رفع کنید و نیازهایش را برآورده کنید.

بهترین راه برای انجام این کار، این اســت که به دو شیوه متوسل شوید: یک ارتباط صادقانه و واقعی با آنها برقرار کنید و در ارتباط خود از حکایات، ضرب المثل ها و قیاس هایی اســتفاده کنید که در وجودشان رسوخ می کند و به مذاق آنها خوش می آید. در واقع، مردم فقط با منطق و اطلاعات تحریک نمی شوند، آنها به واسطه نیازهای عاطفی و اولیه خود نیز انگیزه پیدا می کنند.

مردم دوست دارند که درباره ایده ها، ویژگیها و عملکرد، اطلاعات کسب کنند. آنها نیاز دارند که از منافع موضوع فطریقه آگاهی پیدا کنند. اما پس از آنکه همه چیز گفته و انجام شد و برای تصمیم گیری به خودشان واگذار شدند، چیزی که در یادشان خواهد ماند، ارتباط عاطفی با داســتان ها و انسان ها اســت. و همین چیزی اســت که به آنها انگیزه می دهد تا دست به کار شوند.

 

دقت کنید که طرف چه کسی هستید

درک این مفهوم برای مردم دشوار اســت، اما نکته حیاتیی اســت که باید به آن دقت کرد. شاید در طرف مقابلِ مخاطب هدف خود و از نظر فیزیکی رو در روی هم نشسته باشید، اما در واقع، هر دوی شما در یک جبهه قرار دارید. هر چه زودتر چنین طرز فکری پیدا کنید، سریع تر موفق خواهید شد.

در حقیقت، بسیاری از مردم مفهوم فطریقه را به درستی درک نکرده اند. چیزی که هست این اســت که شما عملاً برای مشتری یا هر کسی که طرف مقابل فطریقه شما اســت کار می کنید. دلیلش هم این اســت که کار شما این اســت که نیاز آنها را درک و آن را برآورده کنید و به آنها کمک کنید تا به هدف خود دست پیدا کنند. این کار شما اســت و به این معنی اســت که برای آنها کار می کنید.

در عین حال، مشتری هم باید این را بداند. او باید بداند که شما می خواهید به او کمک کنید تا به هدفش برسد، باید بداند که شما با هم همکار هستید، باید بداند که حاضرید به خاطرش تا قله قاف هم بروید؛ و غالباً برای انجام معامله، جز این هم نمی تواند باشد.

چنین چیزی حتی در مورد سازمانهای بزرگ هم مصداق دارد. بخش فطریقه در واقع حامی حقوق مصرف کننده اســت. مدیر بخش فطریقه در جلسات مدیریتی نماینده مشتریان اســت. البته که او برای شرکت خودش کار می کند، اما ما ضمانت می دهیم که اگر او در داخل شرکت به عنوان مامور برآوردن نیازهای مشتریان عمل نکند، آن نیازها برآورده نخواهند شد.

هنگامی که مردم اعتقاد پیدا می کنند که شما واقعا مشتاق و توانمند هستید که به آنها در راســتای نیل به موفقیت کمک کنید، همین بیش از هر چیز دیگری به شما کمک خواهد کرد تا معامله را به سرانجام برسانید. از هیمن طریق اســت که شما هم موفق می شوید؛ با متقاعدکردن دیگران نسبت به اینکه می توانید آنها را به موفقیت برسانید و سپس عملی کردن آن.

 

جدیدترین و داغترین مطالب دنیای جالب تکنولوؤی ها در سایت توما
مطالب گوناگون از از اخبار دنیای وب و تکنولوژی

نوشته چگونه هر چیزی را به هر کسی بفطریقهیم؟ اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.

مشخصات

مطالب پیشنهادی ما